گروه آريان به مناسبت عيد قربان و دهمين سال فعاليت هنری خود در تاريخ 5،
6 و 7 آذر ماه 1388 در مرکز همايش های برج ميلاد تهران به روی صحنه خواهد
رفت. محسن رجب پور مدير گروه آريان ضمن اعلام اين خبر افزود: اجرای متفاوت
و نوينی از آريان در اين سه شب ارائه خواهد شد و اين گروه هر شب در دو
اجرا به هنرنمايی خواهد پرداخت. گفت و گوي «وطن امروز» با علی پهلوان، خواننده، ترانه سرا و آهنگساز گروه آریان درباره تصاویر این کلیپ هم توضیح دهید. کار که تمام شد دیدیم جای تصویر خالی است. باز به سراغ دوستانمان در WFB رفتیم. این را باید بگویم بحثی که در این سازمان مهم است، بحث لجستیک کار است. آنها میگویند در این دنیا غذا برای همه آدمها وجود دارد. برخی از آنها به خاطر شرایط جغرافیایی به غذای کافی دسترسی ندارند، در نتیجه یکی از دغدغههای این سازمان رساندن غذا به دست آنان است و در حقیقت هنر WFB هم در همین است. در زلزله بم نخستین کسی که با بستههای غذایی رسید این سازمان بود. در تصاویر کلیپ هم تصاویری از بم را شما مشاهده میکنید. برخی مردم در دیگر کشورهای دنیا هم مشکل خشکسالی دارند مثل برخی از نقاط آفریقا. البته خدا را شکر، ایران یکی از بهترین کشورها از لحاظ نبود مشکل گرسنگی است. ما به آن شکل در کشورمان گرسنه نداریم مگر در شرایط بحران بنابر این شما در این کلیپ برخی از کارهایی را که این سازمان در رابطه با رساندن غذا به گرسنگان انجام میدهد، میبینید. این آهنگ میتواند یک مُسکن باشد یا راهگشا؟ مسکن که نه، آنچه در ذهنم بود مسکن نبود. بعد از آنکه این آهنگ منتشر شد تماسهایی با ما گرفته شد و میپرسیدند که ما چطور میتوانیم با WFB همکاری کنیم. من دقیقا دنبال همین بودم که ذهنها را بیدار و آگاه کنیم مبنی بر اینکه اگر از دست کسی کاری برمیآید، میتواند با کمک خودش انسانی را از گرسنگی و مرگ نجات دهد. البته این کمک نهتنها صرفا به WFB، بلکه میتواند به هزاران موسسه خیریهای که وجود دارد بشود. در این راستا گروه آریان کارهای زیادی کرده است. چند وقت پیش یکی از مسؤولان موسسه خیریهای تعریف میکرد: در جلسه هیات مدیره درباره تامین بودجه تعمیر آسانسور با مشکل مواجه شده بودیم که بلافاصله آقای رجبپور (مدیر شرکت ترانهشرقی) تماس گرفت و گفت در کنسرت آریان فلان مبلغ برای موسسه شما جمعآوری شده است. جالب اینجا بود که آن مبلغ به همان اندازه نیاز ما بود. من گاهی اوقات به شوخی میگویم بچهها دیگر بس است حالا یک کنسرت خیریه به نفع گروه آریان برگزار کنیم! اما در هر صورت این کلیپ میتواند به مردم یادآوری کند که ما هم میتوانیم با هزینهای اندک کمکهای بزرگی بکنیم. تقریبا همه مردم ایران با تلویزیون در ارتباط هستند. پخش این کلیپ قاعدتا باید مفید باشد. چرا کار را به تلویزیون ارائه نکردهاید؟ گروه آریان در گذشته هم کارهای انساندوستانه ارائه داده است اما در تلویزیون بهجز برخی مواقع که آهنگهای ما را به صورت موزیک خالی پخش کرده، هیچ اثری را از ما پخش نکرده است. فقط یکبار زمانی که حادثه هواپیمای c130 رخ داده بود آهنگ «مسافر» گروه آریان پخش شد و در آخر ننوشتند این آهنگ کار گروه آریان است بلکه نوشتند علی پهلوان. به همین خاطر چون ما فکر نمیکنیم آهنگ ما در تلویزیون پخش میشود به سمت آنها نمیرویم. البته این موضوع مخصوص گروه آریان نیست. هرچند صدا و سیما محدودیتهایی دارد که من نمیگویم درست است یا نه چرا که به خاطر طیف گسترده و مختلف مخاطب، مجبور است محدودیتهایی برای خود داشته باشد. حتی برخی آثاری که وزارت ارشاد مجوز داده است صدا و سیما به آن مجوز پخش نمیدهد. صدا و سیما ساز را هم نشان نمیدهد. من این مسائل را متوجه نمیشوم هرچند دلایلی برای این کار دارد. ما از طرفی با محدودیتهای صدا و سیما مواجهیم، از طرفی شبکههای خارجی نیز نباید کارهای ما را پخش کنند و اگر گاهی پخش شود ما را بازخواست میکنند. کسی که کارش به صورت مجاز به بازار آمده است و دست همه کس هست وقتی در کانال خارجی پخش میشود با مشکل مواجه میشود. ما رسانهای برای تبلیغ کارمان نداریم به غیر از مطبوعات و اینترنت. درصد خوانندگان مطبوعات ما را شما بهتر میدانید که چه رقم پایینی است. اینترنت هم با سرعتی که در ایران دارد مشکلات زیادی را فراهم میکند. در این فضا کسانی مثل هنرمندان لسآنجلسی و زیرزمینی عرصه ظهور گستردهای خواهند داشت. از موسیقی زیرزمینی هر روز آهنگهای جدیدی در اینترنت منتشر میشود. از آن طرف ماهوارهها و شبکههای تلویزیونی متعدد خارجی با موسیقیهای مورد حمایت خود و حتی موسیقیهای زیرزمینی فضا را در دست گرفتهاند، بنابراین هنرمندانی که به صورت مجاز کار میکنند این وسط گیر میکنند و نمیدانند چه کار باید بکنند؛ نه با ماهواره و شبکههای خارجی کار میکنند و نه از سوی صدا و سیمای خودمان حمایت میشوند. به هر حال کسانی که به قوانین کشور احترام میگذارند این حق را دارند که حداقل مزایا را داشته باشند. این کار را قصد ندارید به صورت زنده اجرا کنید؟ چرا، اما میخواهیم مردم با کلیپ و تصاویر آن بیشتر آشنا شوند. در کنسرتهای سال آینده حتما این قطعه را اجرا خواهیم کرد. اگر ناگفتهای در اینباره دارید، بفرمایید. پ.ن: بزرگترین سوتی این مصاحبه از زبان وطن امروز این بود که:::
اطلاعات تکميلی اعم از زمان و مکان فروش بليت کنسرت متعاقباً اعلام میگردد
ليوان را پر كن!
آنچه کلیپ «دنیای پر امید» را جدای از جذابیتهای موسیقایی، شورانگیز جلوه میکند بیان کردن یک موضوع انسانی و رنجآور به نام «گرسنگی» توسط یک گروه موسیقی است. درباره فرآیند این کلیپ توضیح دهید.
سال گذشته افتخاری نصیب من شد تا در برنامهای شرکت کنم که بیشتر هنرمندان سینما در آن حضور داشتند. آن برنامه، گردهمایی هنرمندان سینما با سازمان برنامه جهانی غذا(WFP) بود. از آنجا که این سازمان با شرکت ترانهشرقی که مدیربرنامههای گروه آریان است همکاری دارد، من نیز به این برنامه دعوت شدم تا چند قطعه موسیقی اجرا کنم. در آن شب 3 آهنگ زدم. در انتهای برنامه با هنرمندان مصاحبه شد و من در مصاحبهام گفتم که خیلی دوست دارم آهنگی برای این موضوع بسازم به طوری که حسی را که نسبت به گرسنگی داریم به مردم منتقل کنیم. در آن برنامه مطرح شد که در هر 6 ثانیه یک کودک در دنیا بر اثر گرسنگی میمیرد. این آمار، بسیار وحشتناک اما واقعیت است. طبق این آمار 800 میلیون تا یک میلیارد نفر از نبود غذا رنج میبرند. به هر حال انسانها همهجور مشکل در عرصههای مختلف دارند این مشکل هم بخشی از آنهاست. آریان هم پیش از آن در برنامههای خیریه زیادی شرکت داشت. یکی از کارهای ما که بازخورد جهانی داشت، اجرای کنسرت در برلین به مناسبت زلزله بم بود. برای کمک به سونامی در ونکوور کنسرت دادیم یا کنسرتهای مختلف برای بیماران خاص توسط این گروه اجرا شده و در کل این برنامه تبدیل به یک سنت در گروه آریان شده است، اما در این حد خاص کار نکرده بودیم و من اعلام کردم که علاقهمندم درباره موضوع گرسنگی در جهان یک آهنگ بسازم. شروع کردم به کار و آهنگی را ساختم، اما بعد از تمام شدنش، آن را دور انداختم. شعری را تا نیمه سرودم و بعد آن را کنار گذاشتم، چون احساس میکردم آنچه میخواهم بگویم، نبود. از دوستان WFB در ایران میخواستم اطلاعات بیشتری در اختیار من قرار دهند؛ عکسهای زیادی در این باره دیدم، متنهای زیادی خواندم، راجع به آن مطالعات بسیاری کردم، شعارهای این سازمان را خواندم و فیلمهای مختلفی که در این باره در جاهای دیگر ساخته شده را دیدم «کاکا» فوتبالیست معروف یکی از کسانی است که با این سازمان همکاریهای زیادی دارد. آن لیوان قرمز معروف را در دستش گرفته و شعارش هم این است که «لیوان را پر کنید.» یا شون پن و شون کانری برای این سازمان تبلیغ میکنند. در این بین شعارهای این سازمان مرا تحتتاثیر قرار داد چرا که در آنها حقایقی دردآور وجود داشت. یک جمله جالبی هم در این شعارها وجود داشت که میگفت: «ما نمیتوانیم جلوی جنگ و مصیبت و ویرانی و زلزله را بگیریم، اما حداقل میتوانیم اثرات آنها را کمتر کنیم.» در مجموع یک خط داستانی را در ذهنم پی گرفتم و جلو آمدم. نخستین خطی که از شعر گفتم آن قسمت وسطی بود که میگفتم «مث پرندهای که میتونه تو روزای سخت زمونه» که خودم این قطعه را خیلی دوست دارم. در کلیپ هم میبینیم که هواپیما میآید و یک سری غذا در آسمان تخلیه میکند و میرود. «دست در دست هم در مبارزه با گرسنگی» یکی دیگر از شعارهای WFB است که در شعر من هم آمده است. در بخش اول بسیاری از دوستان من میگویند که با سبک و سیاق علی پهلوان متفاوت است، چرا که من هیچگاه اینقدر رک و صریح حرفم را نمیزدم: «هر روز و هرجا هزارون گرسنه با چشمای بسته...» معمولا شعرهای من همراه با تمثیل بود، اما در این بخش رفتهام سر اصل مطلب. دیدم هر کاری کنم نمیتوانم عمق فاجعه را نشان دهم مگر اینکه به صراحت حرفم را بزنم. تا ما عمق فاجعه را نشان ندهیم نمیتوانیم بگوییم که باید کمک کنیم. با توجه به تجربههایی که در کارهای قبلی داشتهام مثل «شاپرک» و «خورشید عشق» که تمثیلی بود، بعضیها به معنی آن تمثیل فکر نمیکنند، بنا براین تصمیم گرفتم رک و راست در ابتدا بگویم که موضوع از چه قرار است. بعد از آنکه آهنگ را اتود زدم، به دفتر WFB در تهران رفتم و آن را که با گیتار زده بودم برای مسؤولان آنجا گذاشتم. همینطور که آهنگ پخش میشد، سر من پایین بود. بعد از تمام شدن آن، وقتی سرم را بلند کردم، دیدم اشک در چشمان آنها حلقه زده است حتی یکی از آنها با دستمال اشکهایش را پاک میکرد بنا براین تاثیرش را گذاشته بود. تنظیم این کار انجام شد. ضبط صدا توسط امیر تفرشی صورت گرفت. میکس و مستر را هم نیما وارسته انجام داد.
قضیه آن لیوان قرمز که چندبار هم در کلیپ نشان داده میشود، چیست؟
این لیوان بهعنوان یک نماد توسط WFB انتخاب شده است. در حقیقت این لیوان یک وعده غذایی است؛ غذایی شبیه فرنی خودمان که حداقل شاخصههای غذایی را دارد و یک نفر با یک وعده میتواند زنده بماند. این لیوان با 25 سنت آمریکا یا 250 تومان خودمان از آن غذا پر میشود. در واقع ما با 250 تومان میتوانیم یک گرسنه را سیر کنیم و چه بسا یک انسان را از مرگ نجات دهیم. روی لیوان نوشته است fill the cup؛ «لیوان را پر کنید» و همانطور که گفتم بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران معروف دنیا این لیوان را تبلیغ میکنند. یک نکته را تا فراموش نکردهام بگویم؛ من تلاش زیادی کردم تا این آهنگ را به روز جهانی غذا در 16 اکتبر (24 مهرماه) برسانم که خوشبختانه موفق شدم.
گستره این آهنگ کجاها بوده یا قرار است در چه نقاطی منتشر شود؟
نخستین پخش آن که از روز شنبه آغاز شد سعی کردیم در قالب فرمت فشرده (mp3) و فایل ویدئویی باشد که از طریق سایت اینترنتی خودمان آن را منتشر کردیم. در کنار آن با اهالی سینما مذاکراتی کردهایم و آنان به ما قول مساعد دادند تا در ابتدای سیدیهای محصولات خانگیشان از این کلیپ استفاده کنند؛ به عنوان یک پیام انساندوستانه. حتی صحبتهایی شده مبنی بر اینکه در برخی سینماها قبل از پخش فیلم این کلیپ را مردم تماشا کنند. تا آنجایی هم که من در جریان هستم دفتر WFB در ایران این کار را به دفتر مرکزی خود معرفی کرده است و اگر دقت کرده باشید معنی انگلیسی ترانه به صورت زیرنویس آمده است.
با توجه به رنج و محنتی که در موضوع گرسنگی وجود دارد چرا ریتم آهنگتان تند است؟
بله، ممکن است این سوال پیش بیاید که چرا این آهنگ را با توجه به موضوع گرسنگی، با این سبک ساختهام، برای اینکه من دلم نمیخواست یک کار کاملا محزون انجام دهم و میخواستم ریتم آن تند باشد تا بگویم که هنوز امیدی هست. وقتی شما دائما از بدبختی و بیچارگی حرف بزنید، همه ناامید میشوند. بله، مشکلات و مصائب وجود دارد ولی «اما ما میتونیم بازهم برگردونیم صدای پای امیدو به کوچه غم». به هر حال از دست ما هم کاری برمیآید. ما میتوانیم به آدمهای مصیبتدیده، کمک کنیم به همین خاطر من آهنگ را ریتمیک انتخاب کردم. در این آهنگ هم هرچند با ویولنی که تم ایرانی در آن وجود دارد امضای ایرانی بودن را به آهنگ زدهایم اما کلیت کار تم بینالمللی دارد. آهنگ در ابتدا با حال و هوای محزون شروع میشود اما رفته رفته به صداها اضافه میشود و در انتها، کار در اوج به صورت کرال اجرا میشود.
پس هنر و هنر والایی مثل موسیقی در دنیایی که جنگ و خشونت و فقر وجود دارد، میتواند راهگشا باشد و در آنجایی که کسی امید به پایان یافتن آنها ندارد، موسیقی میتواند این کار را انجام دهد.
میتواند خسارتهای آنها را کمتر کند چون تا به حال کسی نتوانسته جلوی جنگ و بلایای طبیعی و بیماریها را بگیرد. اینها وجود دارد و کاری هم در مقابله با آنها نمیتوان کرد، اما آدمها میتوانند حواسشان به دور و برشان باشد و میتوانند دست همدیگر را بگیرند و صرفا برای خود زندگی نکنند، حالا هر کس به اندازه تواناییاش حتی با 250 تومان و این کمکهای اندک آدمها در کنار هم مبلغ زیادی میشود و میتواند دردی را از کسی دوا کند.
با توجه به ارتباط خوبی که با برخی هنرمندان خارجی دارید چرا در این کلیپ از آنها استفاده نکردید؟ چراکه موجب میشد این کار برد بیشتری داشته باشد.
در ابتدا صحبت از این بود که کار را به انگلیسی اجرا کنیم. این البته در ذهن من بود، اما گفتم کار را اول، فارسی بخوانیم تا مخاطب داخلی داشته باشیم، در عین حال زیرنویس انگلیسی هم دارد. به هر حال این کار یک نقطه شروع است. من نمونه کارهای WFB را که 2 آهنگ بود، دیدم. یک کار عربی بود. اگر راستش را بخواهید من خیلی خوشم نیامد چراکه فوقالعاده محزون بود. یک کار دیگر، محلی آفریقایی بود و نمیتوانست مخاطب جمعی داشته باشد و خیلی خاص بود، اما در ذهنم هست که اگر بشود، این کار را به زبان انگلیسی اجرا کنیم.
از آنجا که مخاطب اولیه ساخت این کلیپ، مردم کشور خودمان است، آیا آن را به صدا و سیما ارائه دادهاید؟
واقعیتش این است که گروه آریان 10 سال است که فعالیت میکند اما تلویزیون هیچ آهنگی از این گروه پخش نکرده است، البته رادیو چرا، اما تلویزیون با یکسری هنرمندان ویژه کار میکند.
خب این کلیپ یک موضوع انساندوستانه در خود دارد، از طرفی تلویزیون هم مخاطب چندین میلیونی دارد و 

ساختن این کار نهتنها درآمدی عاید ما نکرده، بلکه هزینه هم داشته است، منتی هم نیست چون خودمان خواستیم. فقط امیدواریم به آن هدفی که میخواستیم برسیم. امیدوارم که با دیدن آهنگ، صرفنظر از آنکه گروه آریان را دوست دارند یا نه، به هدف کار فکر کنند و نگاهی به اطرافشان داشته باشند. باز هم تکرار میکنم که این لیوان غذا با 250 تومان پر میشود و لازم نیست که پول زیادی به عنوان کمک پرداخت شود. این کمک نه فقط در این زمینه، بلکه در هر زمینه دیگری صورت بگیرد ما به هدفمان رسیدهایم. خوشبختانه ما در ایران با معضل گرسنگی مواجه نیستیم مگر در معدود نقاط دورافتاده مانند کمپهای افغانی. اما معضلهای دیگری در ایران ما وجود دارد که میشود سراغ آنها رفت. اگر ما چشمانمان را باز کنیم میبینیم که آدمهای زیادی دور و بر ما هستند که با مشکلات دست به گریبان هستند. امیدوارم هدفی که ما از این کار داشتیم بتواند تاثیر مثبت و انسانی در جامعه بگذارد. امیدواریم که خداوند این کار را از ما قبول کند
صدای ِ پای ِ امید رو نوشتَن دنیای ِ پر امید
WFP رو نوشتن WFB







.